شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
12
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
مساوات بين تمام قبيلهها را ( در استفاده از بيت المال ) رعايت خواهم نمود و ديگر هيچ سرخى را بر سياه و نه عربى را بر عجم برترى نخواهم داد و آن گونه مىكنم كه رسول خدا و ابو بكر انجام مىدادند » . « 1 » آرى ، تبعيضها و فشارهاى نابجايى كه در حكومت عمر نسبت به عجمها و تيرههاى نامعروف عرب انجام مىشد تا آنجا بالا گرفته بود كه ديگر غير قابل تحمل شده و اين ستمها همچنان ادامه داشت تا بالاخره عمر به خاطر آنها جان خود را از دست داد و به دست يك عجم و ايرانى رنجديده كشته شد . ابو لؤلؤ كه از ستم مولاى خود مغيره سخت به ستوه آمده بود براى شكايت نزد عمر رفت و از بيدادگرى وى شكوه نمود و گفت : « مولاى من مغيره مرا آزاد گذاشت تا كار كنم و در ازاى آن بايد هم هزينهء زندگى خويش را تأمين نمايم و هم روزانه دو درهم به وى بدهم ، و به دست آوردن اين مبلغ هر روز براى من بسيار سخت و دشوار است » . عمر گفت : « چه صنعتى بلدى ؟ » ابو لؤلؤ گفت : « نجارى ، آهنگرى و نقاشى » . عمر گفت : « در اين صورت دادن دو درهم روزانه ستمى بر تو نيست » . سپس از ابو لؤلؤ خواست تا آسيابى براى او بسازد . وى با لحنى خاص به او گفت : براى تو آسيابى بسازم كه خبر آن در شرق و غرب منتشر گردد . عمر بعدا گفته بود كه اين عجمى مرا تهديد كرده است » . « 2 » چشمپوشيهاى دوستانه ! يكى از خيانتهاى روشن و صريح در حكومت عثمان ، چشمپوشيهاى دوستانهاى بود كه وى در برابر قانونشكنيها و انحرافهاى نزديكان و اقوام خويش داشت ؛ ولى با تأسف مىبينيم اين روش خان خانى و ناپسند عينا در حكومت عمر هم رواج داشت و امتيازهاى نور چشميها در آنجا هم شايع بوده است . براى نمونه ، تنها به نقل دو مورد اكتفا مىكنيم . آنجا كه حدّ زنا اجرا نمىشود مورد اول داستان معروف مغيرة ابن شعبه است . مغيره كه از دوستان صميمى و از ياران با وفاى عمر بود ، مرتكب زنا شد و قانون آسمانى عفّت را زير پا گذاشت . هنگامى كه چهار
--> ( 1 ) - احمد بن يعقوب بن جعفر العباس : تاريخ يعقوبى ، دار صادر - بيروت ، ج 2 ، ص 154 . ( 2 ) - محمد بن محمد بن عبد الواحد شيبانى : الكامل فى التاريخ ، بيروت ، 1415 ه ق ، 1995 م ، ج 2 ، ص 446 .